عراب جنگ ما و اسرائيل را جنگ خودشان نميدانند و ميگويند دعوايتان را جاي ديگري ببريد
سفير سابق ايران در قطر معتقد است: 7 اكتبر صورت گرفت، آمريكايي ها در كنگره و جاهاي مختلف به دولت بايدن فشار آوردند كه اين پول ها به دست حماس خواهد رسيد و شما كه به ايران پول مي دهيد او هم حماس را تامين مالي مي كند و آنجا بود كه (روند دسترسي ما به پولهايمان) بسته شد.
به گزارش تجارت نيوز، حميدرضا دهقاني، سفير سابق كشورمان در قطر معتقد است: «هيچ ظهور و قدرتي نميتواند به اقتدار تبديل شود مگر اينكه از نظر نرمافزاري مردم و دولتها پذيرش داشته باشند و اگر مردمي شما را نخواهند شما هر كاري هم كنيد نميتوانيد بمانيد چرا كه وقتي مردم نباشند، نه سلاح و نه كمك خارجي دردي را درمان نميكند.» او در ادامه در رابطه با دلايل دشمني برخي از كشورهاي عربي با ايران نيز ميگويد: «ايران هراسي يك سياست آمريكايي-اسرائيلي بوده است اما خود ما هم بعضاً با برخي از سياستها و برخي از اظهارنظرها و برخي از عملكردهايمان به اين سياست كمك ميكنيم.»
او كه سالها در قامت دستيار وزير خارجه و مديركل خاورميانه و شمال آفريقا، سفير و نماينده دائم جمهوري اسلامي ايران در سازمان همكاريهاي اسلامي در جده، رئيس مركز مطالعات خاورميانه و خليج فارس در دفتر مطالعات سياسي و بينالمللي وزارت امور خارجه مشغول فعاليت بوده است به يك نكته مهم در روابط ايران با كشورهايي نظير قطر اشاره ميكند: «ما در بحث محاصره به قطر كمك كرديم اما اين كشور دوست دارد كه دوستي بين ما و قطر تحت تأثير فشار آمريكاييها قرار نگيرد.»
او تاكيد ميكند: «ما كلاً نبايد كشورها را در دوراهي يا با ما باش يا با ديگران، قرار دهيم. آن وقت است كه طرف مقابل حساب سود و زيانش را ميكند نه معرفت و اخلاق و اينكه فلاني بيشتر به من كمك كرد يا در گرفتاري با من دوست بود يا فلاني از من چيزي نميخواست جز كمك به من، آنجاست كه سود و زيان مالي پيش ميآيد و شايد ما انتخاب آنها نباشيم.»
متن كامل مصاحبه با اين ديپلمات كه مدرك دكتراي حقوق خصوصي و تأليفاتي هم در مباحث حقوقي و خاورميانه دارد با برنامه صداي ديپلمات را در ادامه ميخوانيد.
***
انديشه مقاومت از بين نرفته است
*طي يك سال و اندي اخير يعني بعد از حملات هفتم اكتبر، جهان پيرامون ما و منطقه خاورميانه تحولات بسيار شگرفي را تجربه كرده است. علاوه بر وقايع فلسطين و لبنان كه منجر به از دست رفتن رهبران جهادي اين مناطق شد در سوريه و عراق هم شاهد وقايعي نظير سقوط دولت بشار اسد در دمشق بوديم. بر همين اساس نيز گفته ميشود ايران مانند قبل كنترلي بر گروههاي جهادي منطقه به ويژه در عراق ندارد. مشكلاتي كه حوثيهاي يمني به آن دچار شدهاند نيز در شرايطي كه ايران توان كمك به آنها را ندارد، مزيد بر علت است. ميتوانم ديدگاه شما را به عنوان يكي از سفراي كشورمان كه سالها در منطقه حضور داشتهايد در رابطه با اين موضوع جويا شوم؟
معتقد هستم در شرايط فعلي تحولات بر دور تند حود قرار دارد و شايد در هيچ دههاي در طول 4 يا 5 دهه اخير تحولات با اين سرعت طي نشده است. قطعاً اين وضعيت به ماشين مقاومت و ساختار نظامي مقاومت لطمات جبرانناپذيري را وارد كرده است اما انديشه مقاومت زير سوال نرفته است. ممكن است ماشين مقاومت در سوريه و لبنان و فلسطين لطمه خورده باشد كه خورده است، ولي انديشه مقاومت از بين نرفته است.
رژيم صهيونيستي براي مردم فلسطين راهي جز مقاومت باقي نگذاشته است. شما ميبينيد مانند آن چند ميليون نفري كه از كشورشان آواره و بيرون ماندهاند، تلاش ميكنند كه باقي مردم فلسطين را هم از غزه و كرانه باختري و حتي از داخل مناطق 1948 كه تقريباً 20 درصد از جمعيت اسرائيل را در آنجا ساكن كردهاند بيرون كنند. اين در حالي است كه اين مناطق سرزمين و خانه مردم فلسطين است و آنها جاي ديگري براي ماندن ندارند بنابراين ميايستند و مقاومت ميكنند.
اينكه نفوذ ما كم شده يا خير و يا بازدارندگي ما كم شده يا خير به اين بستگي دارد كه ما چه اندازه اين جنبشهاي مقاومت را جزيي از ساختار بازدارندگي خودمان ميدانستيم. اگر ما آنها را جزيي از ساختار بازدارندگيمان بدانيم طبيعي است كه لطمه زيادي خورده است. اما تصور من كه سالها در اين منطقه حضور داشتهام اين است كه ساختار مقاومت بيشتر براي حمايت از خودشان است. ما در واقع كمك كرديم كه آنها روي پاي خودشان باشند كه ما نخواهيم برويم از آنها دفاع كنيم.
اين موضوع هم، حداقل دو مرتبه يا بيشتر خود را نشان داده است. يكبار در 1982 كه اسرائيل به لبنان حمله كرد و بار ديگر در سال 2000 كه اسرائيل مجبور شد بدون گرفتن هرگونه امتيازي از لبنان خارج شود. حتي قطعنامه 425 و 426 هم بود ولي اسرائيل بدون اجراي هر كدام از اينها و هر گونه ساختاري كه لبنان مجبور به دادن امتياز باشد، از جنوب لبنان بيرون رفت. يا در سال 2005 كه اسرائيل از غزه بيرون رفت. در آن زمان ايهود باراك كه از حزب كار و فرد متعادلتري از اسرائيل بود از غزه خارج شد. البته بعدها آريل شارون كه يكي از تندروترين و دست راستيترينها از حذب ليكود و رهبر اين حزب بود، هم ناچار شد 17 شهرك صهيونيستنشين را خالي كند و از آن مناطق خارج شود.
امام معتقد بود كه ايران نبايد راسا با اسرائيل بجنگد و تنها بايد به فلسطين و لبنان كمك كند
*آقاي دهقاني ديدگاههايي وجود دارد كه ميگويند ايران گروههاي جهادي را شكل داده و ايجاد كرده تا در زمان مورد نياز به كمك اين كشور بيايند. اما الان وضعيتي ايجاد شده كه ايران به كمك آنها مي رود. اما در وضعيت اقتصادي ايران كه تحريمها از هر سمتي به كشور ما فشار ميآورد و البته ايران به لحاظ مادي نميتواند اين گروهها را تأمين كند، شرايط بغرنجي حاكم شده است. اتفاقي كه ميافتد هم اين است كه گروههاي مذكور براي گسترش فعاليتهاي خودشان نياز به منابع مالي دارند و اين كمكها در دسترس نيست. كمكهايي كه ايران قبلاً داشته و هيچ كدام از گروهها و رهبران آنها و اشخاصي چون سيد حسن نصرالله و بقيه گروهها آن را رد نكردهاند و ايران هم رد نكرده است، در حال حاضر موجود نيست. ما نميتوانيم كمك كنيم و اين گروهها هم نارضايتي دارند. شما كه در اين مناطق حضور داشتيد اين نارضايتي را ديديد؟ به چه شكلي است؟
چه كساني ناراضي هستند؟
*كساني كه نياز دارند كه ايران به آنها كمك كند ولي نميتواند.
خير، ببينيد گروههاي مقاومت در ابتدا تأسيس نشدند براي اينكه به كمك ما بيايند. براي اينكه ما به آنها كمك كنيم، بود. يعني سال 1982 ما بنا بر يك تصميمي…
**اين تصميم هنوز هم پابرجا است؟ يعني ما هميشه بايد به آنها كمك كنيم يا آنها هم به ما كمك ميكنند؟
اجازه دهيد موضوعي را براي شما تعريف كنم. در سال 1982 بنا بر يك تصميم برخي از نيروهاي ارتش و سپاه ايران به لبنان رفتند كه چون لبنان اشغال شده بود در آنجا كمك كنند. وقتي امام از اين تصميم مطلع شد، گفت برگرديد. ما نميتوانيم در فاصله چند كشور از نيروهايمان حمايت كنيم. به آنجا برويد و به آنها كمك كنيد ولي آنها خودشان بايد از خودشان دفاع كنند. اين نظريه پايه نظريهاي بود كه به ايجاد مقاومت اسلامي لبنان و حزبالله و بعداً هم جهاد اسلامي فلسطين و حماس منجر شد؛ حماس شاخهاي از اخوان المسلمين و برادران اهل سنت در فلسطين است كه وقتي اسرائيليها رهبران آنها را تبعيد كرده و در لب مرز لبنان رها كردند، در جنوب لبنان با نيروهاي حزبالله و ايران آشنا شدند و پيوند ميان آنها آغاز شد. يعني ما نبوديم كه اينكار را انجام داديم بلكه آنها با عملكردشان باعث انجام اينكار شدند. در بقيه موارد هم به همين صورت است. يعني در مورد انصارالله هم به همين شكل بود.
گروههاي مقاومت ضعيف شدهاند اما از بين نرفتهاند
*من سؤالم را تكرار ميكنم. الان ما به آنها كمك ميكنيم يا آنها به ما كمك ميكنند؟ الان البته گروهي باقي نمانده و گروههاي جهادي تقريباً همه از بين رفتهاند.
نه اينكه نمانده باشد. اينها چندمين نسل رهبران (فلسطين و لبنان) هستند كه به شهادت ميرسند ولي اين نهاد از بين نميرود. مثلاً در سال 1992 آقاي سيد عباس موسوي براي مراسم درگذشت يكي ديگر از رهبران حزبالله به جبشيت رفته بود. ولي هليكوپتر اسرائيلي خودش و همسر و فرزندش را مورد هدف قرار داد. او دبير كل حزبالله بود. آيا حزبالله از بين رفت؟ خير، آقاي نصرالله آمد. رهبران حماس از شيخ احمد ياسين تا ديگر رهبران درجه يك اين گروه مانند عبدالعزيز رنتيسي به شهادت رسيدند اما حماس از بين نرفت. يا دكتر فتحي شقاقي كه متعلق به جهاد اسلامي است و در مالت به شهادت رسيد. ولي جهاد اسلامي از بين نرفت. من قبول دارم كه تضعيف شده ولي اينگونه نيست كه بگوييم تمام شدهاند.
**من منظورم اين است كه ما آن زمان ميتوانستيم از آنها حمايت كنيم، الان با وضعيت حال حاضر ايران و سقوط دولت بشار اسد ما چگونه ميخواهيم از اين گروهها حمايت كنيم؟ البته آمدن ترامپ را هم در نظر بگيريم كه يك مؤلفه خيلي مهم است.
در مورد سقوط آقاي اسد هم چنين نبود كه دولت او به جز لجستيك و حمايت سياسي معنوي، كمك مادي هم داشته باشد.
شرم بينالمللي از بين رفته است
*منظورم اين است كه ما كمكهايمان را از طريق دولت آقاي اسد ارسال ميكرديم.
ميدانم و من منكر اين نيستم كه وضعيت سختتر شده است اما اينگونه كه شما گفتيد از بين رفته، را مي خواستم جواب بدهم كه از بين نرفته ولي سختتر شده است. مهمترين سختياش هم اين است كه مقاومت هميشه به درجهاي از شرم بينالمللي توجه داشت كه در دنيا اگر بيش از 10 تا 20 و 30 و بيش از100 نفر كشته شود سران رژيم صهيونيستي و آمريكاييها، رهبران غربي و حتي شرقي، فرقي نميكند (همه متوجه شرم افكار عمومي ميشدند) اينها همه عضو شوراي امنيت هستند و كاري نكردند.
بناي مقاومت از روز اول اين نبود كه فقط مسلحانه پيش برود
*سال گذشته و سال قبل از آن 40 هزار نفر در فلسطين كشته شدند.
بله 40 تا 50 هزار نفر در لبنان و فلسطين به شهادت رسيدند. من همين را عرض ميكنم. ميگويم اين چيزي كه تحت عنوان يك نوع شرم بينالمللي بود، از بين رفته است. با آمدن آقاي ترامپ ديديد كه ايشان بحث ميكرد كه حتي 300 هزار نفر ساكن غزه را تخليه كنيد و به كشورهاي ديگر بفرستيد. حتي ترامپ و نتانياهو هم كشورهايي را مثال ميزدند كه مثلا در عربستان و جاهاي مختلف، جا هست. وضعيت سخت شده و من هم قبول دارم. به ويژه موضوعي كه تحت عنوان مقاومت مسلحانه باشد، سخت شده است. ولي بناي مقاومت از روز اول اين نبود كه فقط مسلحانه پيش برود و يا نبايد فقط اين كار را مي كرد. اگر فقط تكيهاش به سلاح باشد، از خاصيت مقاومت بودن و حركت چريكي بودنش خارج شده است. بالاخره در يك معادله نظامي روشن است كه براي حماس و حزبالله از يك سو و از سوي ديگر اسرائيل و آمريكا اين معادله به نفع مقاومت نيست.
فكر نميكنم هيچ روزي براي گروههاي مقاومت سختتر از امروز بوده باشد
*الان وضعيت فعلي را چگونه ميبينيد؟ حملهاي كه به حوثيها صورت ميگيرد و وضعيت ايران در عراق؟ به جز حمايتهاي ايران از گروههاي مقاومت يك سري معافيتهايي كه ايران براي صادرات گاز و برق به عراق داشت هم لغو شده است و طبعا بر روند حمايتهاي مالي ايران هم تاثيرگذار است.
قطعاً از نظر مادي و اقتصادي وضعيت سختتر است. من فكر نميكنم هيچ روزي سختتر از امروز بوده باشد.
هيچ قدرتي بدون حمايت مردمي به اقتدار تبديل نمي شود
*آيا ايران مي تواند حضورش در اين كشورها را تداوم دهد؟
ممكن است گاهي برخي ديدگاههايي داشته باشند كه ما بايستي در آنجا حضور يا به تعبيري ظهور داشته باشيم ولي اين ديدگاه اشتباه است. هيچ ظهور و قدرتي نميتواند به اقتدار تبديل شود مگر اينكه از نظر نرمافزاري مردم و دولتها پذيرش داشته باشند. اگر مردمي شما را نخواهند شما هر كاري هم كنيد نميتوانيد بمانيد. چرا دولت آقاي اسد نتوانست دوام بياورد؟ چون وقتي مردم نباشند، نه سلاح و نه كمك خارجي دردي را درمان نميكند.
*الان عراقيها ميخواهند كه ما در داخل عراق بمانيم؟
بستگي دارد كه شما چه ميگوييد. اگر شما بگوييد كه من ميخواهم به آنجا بيايم و بر شما سلطه پيدا كنم، قطعاً براي هيچ كسي مطلوب نيست. چرا ما آنجا نفوذ پيدا كردهايم؟ براي اينكه در يك دورهاي يك حكومت ديكتاتور در آنجا بود كه همه گونه قلع و قمعي را براي همه مردم به ويژه شيعيان و كردها انجام ميداد. بعد از آن هم يك نظام اشغالگري مانند آمريكاييها به آنجا آمدند و همه كشور را اشغال كرده و حيات و ممات آنها را به غارت بردند. مردم ايستادند. به يك مرحلهاي هم رسيد كه داعش آمد و هم براي دولت عراق و هم براي بخش كردي عراق يعني اربيل ايجاد مشكل كرد. اين باعث شد كه خود عراقيها به اين نتيجه برسند كه نياز است جلو اينها بايستند و ما هم به اين كار كمك كرديم. اما اگر به معناي اين باشد كه ما در آنجا مستقر شويم مانند كاري كه دولتهاي ديگر اشغالگر انجام ميدهند، نه براي انقلاب اسلامي مطلوب است و نه شدني است.
*مخالفتهايي كه با ما ميشود را ميگويم. چون شما خودتان هم ميدانيد كه با حضور ايران در عراق مخالفتهايي انجام ميشود.
حضوري نيست. ميدانيد مخالفتها بر سر چيست؟ مخالفتها بر سر اين است كه بخشهايي از عراقيها و گروههاي عراقي ديدگاهشان با ديدگاه دولت اين كشور كاملاً همخوان نيست. همان وضعيتي كه در لبنان بين حزبالله و دولت است. اينها كاملاً با هم همخوان نيستند. چون ديدگاههاي مختلفي در لبنان و عراق وجود دارد. بنابراين آنها كه ديدگاهشان با ما نزديكتر است…
*مخالفتهايي كه با ما در عراق مي شود بر چه اساسي است؟ ما ميبينيم كه گاهي اوقات به سفارتخانه و يا كنسولگري ما حمله ميشود و گاهي اوقات نيروهايي كه در آنجا هستند برخورد درستي با نيروهاي ايراني ندارند.
شما يادتان هست كه 5 سال پيش در عراق چگونه بود؟ 5 سال قبل عدهاي در عراق و حتي در لبنان به خيابان آمدند و كنسولگري ما را در كربلا و نجف آتش زدند و سفارتمان در بغداد هم براي اينكه در منطقه سبز است مورد حمله قرار نگرفت والا آنجا هم عليه ما بودند. در آن زمان معترضين شعار «ايران برو بيرون» را سر ميدادند. يعني امر جديدي نيست. بخشهايي از كشورهاي عراق و لبنان از سياست ما خوششان نميآيد و بخشهايي هم خيلي عاشق ما و سياستهاي ايران هستند. به هر حال اين دو كشور، كشورهايي نيستند كه (نيروهايشان) همه، هم نظر با ما باشند و ما هم چنين توقعي نداريم و نبايد داشته باشيم.
ايرانهراسي يك سياست آمريكايي-اسرائيلي بوده است
*الان در جهان اتفاقي افتاده كه مربوط به الان هم نيست و شايد دو دهه است كه ما تبديل به مساله جهان عرب شدهايم. در حالي كه ما هيچ وقت با اعراب مشكلي نداشتهايم و هميشه حسن همجواري را رعايت كرديم و فكر ميكنم همسايههاي خوبي هم بودهايم. كشورهاي عربي اطراف ما از وضعيت تحريمهاي ايران نهايت سود را بردند؛ امارات، عمان، قطر و حتي تركيه. ولي چرا اينقدر نسبت به ما موضع خصمانه دارند؟ نميگويم همهشان ولي رفتارشان چندان با ما دوستانه نيست.
ايرانهراسي يك سياست آمريكايي-اسرائيلي بوده است و بخشي از جهان عرب نسبت به ما موضع دارد. خود ما هم بعضاً با برخي از سياستها و برخي از اظهارنظرها و برخي از عملكردهايمان به اين سياست كمك ميكنيم. موضوعي كه به عنوان امنيتيسازي از آن نام برده ميشود همين است. اينكه ايران خطر اول است در حالي كه ايران در بسياري از مشكلات جهان عرب به كمك آنها رفته است.
در اول انقلاب عراق به ايران جنگ را تحميل كرد و بعد هم 6 كشور خليج فارس به عراق كمك كردند. از نظر مادي و معنوي و لجستيك همه جور كمكي عليه ما براي عراق داشتند. زماني كه آمريكا به عراق حمله كرد، اينها بودند كه درخواست كردند كه آمريكا بيايد و اينكار را بكند. در دهه 90 بعد از حمله عراق به كويت براي آزادسازي كويت، بخشهايي از عراق را گرفتند. حتي بعد از آن هم زماني كه برجهاي دوقلو زده شد، 19 فردي كه رفتند و برجهاي دوقلو را منفجر كردند افكارشان در اين مجموعهها (كشورها) توليد شده بودند. يعني اين افكار و انديشههايي كه برويم و با ترور بتوانيم كاري پيش ببريم.
بعد هم آمريكا آمد و دو كشور اسلامي يعني افغانستان و عراق را مورد حمله قرار داد. آدمهايي كه در اين دو كشور به دنبالشان آمدند چه كساني بودند؟ يكي از آنها در افغانستان دستپرورده همينها بود و يكي هم صدام بود. بعد هم بحث تروريسم شد و اينها از داعش حمايت كردند. كشورهاي همسايه حمايت كردند و عليه همين دو كشور و سوريه شدند. داعش اول سوريه و عراق را تهديد كرد و بعد هم ميخواست كردها را تهديد كند و اگر مهلت پيدا ميكرد لبنان و كشورهاي خليج فارس را هم ميگرفت. شايد قبل از اينكه به ما حمله كند به آنها آسيب ميزد. به دليل اينكه طرحي بود كه با انديشههاي نادرستي شكل گرفته بود.
درست است كه در سالهاي گذشته هرگز از جانب ما به اعراب آسيب نرسيده اما متأسفانه از جانب آنها به ما آسيب رسيده است و اين كشورها از دعوايي كه ما به خاطر آنها و به خاطر فلسطين با اسرائيل و آمريكا داريم، هم سود بردهاند. همانطور كه گفتيد اينها از دو طرف از تحريمي كه ما شديم، سود بردند. همين تحريم هوايي را ببينيد كه از جهت هواپيمايي چه وضعيتي داريم و همه سود را اينها بردند.
منتهي ما نميتوانيم مردم و دولتهاي ديگر را شماتت كنيم، از اين حيث كه بگوييم ما سرمان را به زير انداختيم و سياستي را پيش گرفتيم و شما استفاده برديد، چرا شما استفاده ميكنيد و چرا شما مانند ما نيستيد؟ ما بايد كاري كنيم كه آسيب نبينيم. نميتوانيم شماتت كنيم كه چرا شما سرتان را زير نيانداختيد و اينگونه كه ما جلو رفتيم شما جلو نميرويد. درست است كه ما از جهت سياستي كه در پيش گرفتيم بر حق هستيم اما اين سياستي كه پيش گرفتيد (درست نيست) هميشه بايد در نظر داشته باشيد كه در مساله فلسطين همه…
اعراب جنگ ما و اسرائيل را جنگ خودشان نميدانند و ميگويند دعوايتان را جاي ديگري ببريد
* در مساله فلسطين ما پيش قراول بوديم ولي بقيه با ما همراهي نكردند.
به نظرتان چرا امام فرمود كه بايد نيروي نظامي ما برگردد. براي اينكه امام همين را ميفرمود كه ما نميتوانيم از نيروهاي خودمان دفاع كنيم. اينها (اعراب) هم نميآيند. اينها خواهند گفت برويد و دعوايتان را جاي ديگر كنيد. در حالي كه درست است كه ما به عنوان يك مجموعه اسلامي با هم بوديم و درست است كه ما به جهت حمايت از مظلوم بوديم. ولي اصل دعواي ما اين بود كه فلسطين و لبنان را اشغال كرده بودند. دو كشور عربي كه يكي را كامل و بخشهاي وسيعي از ديگري را اشغال كرده بودند. نظريهاي كه ما داديم كه بياييد مقاومت كنيم بر خلاف كاري بود كه آنها از سال 1948 كه فلسطين اشغال شد تا سال 2000 كه جنوب لبنان آزاد شد (انجام ميدادند). آنها نتوانستند يك وجب زمين را بدون دادن امتياز آزاد كنند.
*الان از بين كشورهاي عربي، خوشبختانه قطر كشوري است – شما هم سالها در آن حضور داشتيد – كه رابطه خوبي هم با ما داشته است. چندي پيش وزير خارجه قطر مصاحبهاي با خبرنگار فاكسنيوز داشت و به احتمال حمله به ايران اشاره كرد. او خواست كه اگر قرار است يك حسابرسي در رابطه با برنامه هستهاي ايران شود، در رابطه با همه كشورها و دولتهاي منطقه باشد و به اسرائيل اشاره كرد و اينكه هر گونه حمله به ايران باعث ايجاد مشكل در تمام كشورهاي منطقه ميشود. سفير قطر در تهران هم گفتوگوي ديگري داشت. به رابطه خوب ايران و قطر و تبادل زندانيها و آزادسازي داراييهاي بلوكه شده ايران در كرهجنوبي و قرارگرفتن اين مقدار پول در قطر اشاره كرد. البته ما به اين پول دسترسي نداريم بنابراين خيلي هم برايمان مهم نيست كه در كدام كشور نگهداري شود. اما به هر حال رويه دوحه در برابر تهران رويه نادرستي نبوده است. آينده اين روابط در چه سمتوسويي حركت ميكند؟
اگر فقط ديدگاه مقامات قطري را نسبت به ايران سوال كنيد، ممكن است اين سوال چندان جامع نباشد. شما بايستي بگوييد ديگاه رهبران قطر نسبت به ايران و آمريكا چيست؟
كشورها را در دوراهي انتخاب ايران و ديگر كشورها قرار ندهيم
*وزير خارجه قطر در صحبتهايش هم گفته بود كه ايران همسايه ماست ولي آمريكا دوست ماست.
بله قطر به هر دو نگاه ميكند. فرض كنيد هر دو دوست باشيم. قطر دوست دارد كه دوستانش با هم دشمن نباشند. مي گويد اين يكي دوست من و ديگري همسايه من است و من دوست دارم اينها با هم درگير نباشند. ما در بحث محاصره به قطر كمك كرديم اما اين كشور دوست دارد كه دوستي بين ما و قطر تحت تأثير فشار آمريكاييها قرا نگيرد. ما كلاً نبايد كشورها را در دو راهي بيا با ما باش يا با ديگران، قرار دهيم. آن وقت است كه طرف مقابل حساب سود و زيانش را ميكند نه معرفت و اخلاق و اينكه فلاني بيشتر به من كمك كرد يا در گرفتاري با من دوست بود يا فلاني از من چيزي نميخواست جز كمك به من، آنجاست كه سود و زيان مالي پيش ميآيد و شايد ما انتخاب آنها نباشيم. ما نبايد سياستي پيش بگيريم كه ديگران ناچار شوند بين ما و ديگران انتخاب كنند. چون ممكن است ما ضرر كنيم. در مورد روابط با قطر هم مانند ديگر كشورها بايد نشان دهيم كه طمعي به آنها نداريم. هيچ اختلافي هم با آنها نداريم. آنها هم در طول سالها اينچنين بودند.
قطر از يك طرف تحريمهاي آمريكا را به شدت رعايت ميكند و از يك طرف هم با ما دوست است!
*ميتوانيم روي كمك قطريها در بزنگاههاي حساس حساب كنيم؟
همين كه عرض كردم. قطر از يك طرف تحريمهاي آمريكا را به شدت رعايت ميكند و از يك طرف هم با ما دوست است!
*اينگونه سود خودش را ميبرد. چون وقتي ما تحريم باشيم…
او رعايت ميكند و در نتيجه ما نميتوانيم روي چنين چيزي حساب بلندمدت باز كنيم. چون او ميخواهد تحريمها را هم رعايت كند و بايستي مراقب باشيم. در مساله پولهاي ايران در كرهجنوبي هم چون در زمان من و آخرين روزهاي حضور من در آنجا اتفاق افتاد ميتوانم توضيح كاملي در رابطه با آن بيان كنم. البته اقدام مذكور نتيجه چندين ماه و شايد بيشتر از يكسال مذاكره بود كه در نهايت در هفتههاي آخر حضور من در قطر تبادل انجام شد. من به فرودگاه رفتم و از افرادي كه در ايران و آمريكا زنداني بودند استقبال شد و تبادل صورت گرفت. پولها هم در كره جنوبي تبديل شد و به اروپا رفته و يك تبديل ديگر هم در آنجا انجام شد چون از يوان كره بايد به دلار و از دلار به يورو (تبديل ميشد) و سپس در بانكهاي قطري قرار ميگرفت. دو بانك قطري از طرف قطر و 6 بانك هم از طرف ما كه بانكهاي غيرتحريمي بودند مسئول شدند و اين تبادل پول انجام شد. حتي من خودم مدارك اين بانكها را از ايران به قطر بردم كه سريعتر حسابها را باز كنيم چون روزهاي آخر بود و مدارك زيادي وجود داشت و سخت بود كه همه كارها به سرعت انجام شوند. حسابها باز شد. يادم هست تقريباً هر 6 بانك، معاونين و يا رؤساي بانكها به آنجا آمدند و كار در حال انجام بود. بعد هم كه من آمدم و شايد يك هفته يا 10 روز بعد عمليات 7 اكتبر صورت گرفت.
*يعني قرار بود همان روزها پولها به حسابهاي بانكهاي ما در قطر منتقل شود؟ اگر هفتم اكتبر اتفاق نميافتاد ما ميتوانستيم پولها را داشته باشيم.
منتقل شد. ولي اين گونه بود كه اين پولها بايد براي مصارف غيرتحريمي استفاده ميشد.
**مباحث دارويي و درماني و اينها؟
و آن دارو هم به اين شكل بود كه من الان درخواست ميكردم كه به دارو نياز دارم، درخواست من ميرفت و آمريكاييها تأييد ميكردند…
*الان من اين سؤال را دارم. قرار بوده اين پولها در اختيار ما قرار بگيرد و شما گفتيد 6 بانك از ايران مسئول شدند تا مبادله را انجام دهند. پس چرا به دست ما نرسيده است؟ به خاطر 7 اكتبر نبود؟
پول به حساب اين دو بانك قطري واريز شده بود و اينگونه بود كه اگر من به عنوان ايران بخواهم كالايي بخرم، مثلاً ميخواهم شكر بخرم. قطر به آمريكايي ميگويد كه اينها ميخواهند شكر بخرند. او نگاه ميكند كه اين شكر جزو تحريم هست يا نيست. مجوز سيستم اُفك را ميگيرد و خريد انجام ميشود. دوباره من ميخواهم دارو بگيرم. قطر نگاه ميكند كه دارو در ليست هست يا خير، مجوز افك را دريافت ميكند تا من دارو بخرم. بار سوم من دوباره ميخواهم دارو بخرم ديگر نيازي به اين كارها نيست. چون يكبار براي دارو مجوز گرفتهايم. حال 7 اكتبر صورت گرفت، آمريكاييها در كنگره و جاهاي مختلف به دولت بايدن فشار آوردند كه اين پولها به دست حماس خواهد رسيد و شما كه به ايران پول ميدهيد او هم حماس را تامين مالي ميكند و آنجا بود كه (روند دسترسي ما به پولهايمان) بسته شد.
اگر طرفي داشته باشيم كه واقعاً اهل مذاكره باشد ايران هيچ وقت مذاكره را رد نكرده است
*الان هم با آمدن ترامپ فكر كنم كلاً كنسل شد. در حال حاضر بحث مذاكرات را چطور ميبينيد؟
بالاخره اگر ما طرفي داشته باشيم كه واقعاً اهل مذاكره باشد ما هيچ وقت رد نكرديم. انصافاً آدم بايد تحليل منصفانهاي داشته باشد. ما در دوره اوباما با تمام مشكلاتي كه بود با آمريكا توافق كرديم و توافق را نوشتيم و آقاي ترامپ كه آمد توافق ما را بر هم زد. البته برخي معتقدند كه با وجود خروج ترامپ از برجام ما مجددا بايد توافق ديگري با او انجام ميداديم. اما براي رهبران يك كشور تصميمگيري سخت است كه با كسي كه يك توافق را بر هم زده مجددا مذاكره كنند. هر چند كه در اين دور هم سياست كشور بر اين امر بنا نهاده شد كه پاي ميز مذاكره بنشيند؛ ترامپ پيش از اين گفته بود كه من ميخواهم مذاكره و توافق كنم.
تبادل بين ايران و آمريكا به ميانجيگري قطر بود
*در صحبتهايتان به بحث تبادل زندانيهاي بين ايران و آمريكا با كمك قطر اشاره كرديد. ميتوانم در رابطه با خود كشور قطر هم بپرسم كه آيا در كشورهاي منطقه به ويژه كشور قطر كه شما سالها در آنجا حضور داشتيد، بحث مبادله ايرانيهايي كه در اين كشورها زنداني هستند و اعرابي كه در زندانهاي ايران هستند مطرح است، وضعيت چگونه است؟ آيا فقط زندانيهاي سياسي در اين تبادل تعريف ميشوند و يا زندانيهاي اقتصادي را هم شامل ميشود؟
آن تبادل بين ايران و آمريكا به ميانجيگري قطر بود. منظورتان زندانيهاي داخل قطر است؟
*قطر يا كشورهاي ديگر عربي؟
زماني كه من آنجا بودم ما تعدادي زنداني ايراني در زندانهاي قطر داشتيم.
*بيشتر چه جرايمي بودند؟
85 نفر زنداني در آنجا داشتيم كه از اين تعداد به جز يك نفر كه به جرم سرقت در زندان بود بقيه همه به جرم مواد مخدر زنداني بودند. من جزو كساني بودم كه بارها براي بازديد از زندان رفتم و زندانيها هم تك به تك مرا ميشناختند. خانوادههايشان تك به تك با من به صورت تلفني صحبت ميكردند. حتي يادم هست يكبار خانمي در آنجا زنداني بود و در ايران فقط يك دختر در مشهد داشت. يك روز به من زنگ زد كه من نميتوانم با دخترم صحبت كنم، اجازه نميدهند، نميشود، نميگيرد. من همانجا كه در دفترم در سفارت بودم با دخترش تماس گرفتم و گوشيها را كنار هم گذاشتم چون امكاناتي نداشتيم كه امكان اتصال همزمان را داشته باشيم. اما در همان ابتداي مكالمه آنها به يكباره شروع به گريه كردند. يك دقيقهاي كه از گريه گذشت طاقت من طاق شد و گوشي را برداشتم و گفتم قرار بود با هم صحبت كنيد. با هم صحبت كنيد و ببينيد مشكلاتتان چيست. بعد از مدتي هم با درخواستي كه از مقامات قضايي قطر داشتم، اين زن آزاد شد.
چند دوره ما زندانيها را آزاد كرديم. آنها هيچ زنداني در ايران نداشتند. يكبار من درخواست آزادي اين افراد را در برنامههاي آقاي رئيسي قرار دادم تا در ديدار با شيخ تميم، امير قطر مطرح كنند و او هم حرف آقاي رئيسجمهور وقت را پذيرفت و قول داد كه تعدادي را آزاد كند و آزاد هم كرد. نمي شود گفت آزاد شدند چون به زندانهاي ايران منتقل شدند. البته چند نفري كه خودم با ابتكار شخصي درخواست آزاديشان را مطرح كرده بودم آزاد شدند كه براي چند دور هم انجام شد. يادم هست كه يكبار يك نفر در توييتر گفته بود كه اين دهقاني كيست؟ كجا سفير است؟ گفته بودند اين دهقاني همان سفيري است كه زنداني آزاد ميكند. ميخواهم بگويم اهتمام زيادي به اين امر داشتم.
البته بخشي از آن به خاطر رشته من كه حقوق بود است. البته هنوز هم فعال هستم ولي تبعاتي هم دارد. ما اينقدر براي خودمان محدوديت درست كرديم در حالي كه يك سفير وظيفهاش اين است كه چه با مردم خودش و چه با مردم كشور محل ماموريت ارتباط برقرار كند. دنياي حالا دنياي ارتباطات است و شما ميتوانيد با همين ارتباطات كارهاي بزرگي را انجام دهيد. ملت شما اگر بفهمند تلاش ميكنيد قدردان شما خواهند بود.
يادم هست يكبار اعلام كردند هر كسي كه براي جام جهاني ميخواهد به قطر بيايد، بايستي با ويزاكارت بيايد. مردم ايران آنجا شروع به گلايه كردند كه ما نميتوانيم بياييم چون در ايران ويزاكارت نيست و امكان خريد بليت و اجاره هتل و امكانات ديگر براي فردي كه از قطر بازديد ميكند با ويزاكارت وجود ندارد. در نتيجه ما محروم ميشويم. فكر كنيد كه روز پنجشنبه اين را به من گفتند و روز جمعه و شنبه هم تعطيل بود. من تا پايان شنبه كه روز تعطيلي هم بود با چند نفر ملاقات كردم تا توانستم همان روز اعلام كنم كه مشكل ايرانيها حل شد. يك توييت هم زدم كه خوش آمديد و علامتي هم زدم كه نياز به ويزاكارت و مستركارت نيست. مي خواهم بگويم اينكه يك نفر در مردم ايجاد اميد كند و نشان دهد كه يك نفر آنجا هست كه برايشان تلاش ميكند ديده ميشود. ولو اينكه ديگر سفرا هم همين كارها را ميكنند ولي كم و زياد دارد.
*همين كه شما جنبه اطلاع رساني به آنها ميدهيد مردم هم ميبينند و اميدوار ميشوند. اينكه كسي بت فوروارد هست كه آنها برايش مهم هستند.
بله نااميد نميشوند.
برچسب:
،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج:
0
بازدید: